خورشاه بن قباد الحسينى
156
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
به شرايط طوى حضرت شاه عالميان اقدام نموده جشنى پادشاهانه بياراست و چندان خيمه و خرگاه به اوج آسمان و قبهء ماه برافراخته بود كه صحراى اوجان رشك ساحت « 1 » جنان شده بود و قريب به ربع فرسخ زمين از نشيب و فراز اقمشههاى نفيس الوان به رسم پاينداز كشيده بودند . چون حضرت شاه نصرتقرين به عزّ « 2 » قدوم بهجتلزوم مجلس مذكور را غيرت فردوسبرين گردانيد ، برادران حضرت شاه كامكار و امراى ذوى الاقتدار با اركان دولت و اعيان حضرت هر كس به جاى خويش قرار گرفتند و توشمالان به موجب فرمان به كشيدن نزل « 3 » و خوان اقدام نمودند و بعد از اكل طعام [ 120 ] ابراهيم خان به كشيدن پيشكش اقدام نموده از نقود و اجناس و اقمشه و افراس قريب هزار « 4 » تومان به نظر اشرف اعلى رسانيد و بساط نشاط را از ميناهاى عرق قرنفل و حقّههاى مفرّح ياقوتى و كلّههاى قند و شاخههاى نبات و ساير تنقّلات رنگين ساخته مطربان خوش الحان و نغمهسرايان شيرينزبان نواى نى و ارغنون و صداى بربط و قانون در گنبد گردون و فضاى هامون انداخته بودند و به اين ترانه ترنّم مىنمودند « 5 » . شعر كه شاها به زيب و فر و تخت و تاج * بمان تا بماند ز آدم نتاج كه شايستهء تاج شاهى تويى * سزاوار ظلّ الهى تويى مؤلّف اين مختصر در آن مجلس بهشت آيين حاضر بود ، آن روز تا شب و آن شب تا قريب صبح صحبت متمادى شد و چون جمشيد خورشيد سر از گريبان افق برآورده به خلعت اطلس سپهر و الا ، جسد خود را بياراست و چرخ معلّى تاج زردوزى مهر جهانآرا بر سر نهاده جبين مبين به ساكنان خطّهء غبرا نمود ، حضرت شاه مظفّرلوا ، قامت قابليّت و فرق مفاخرت ابراهيم خان را به خلع گرانمايه و تاج و ساروق خاصّه زيب و زينت بخشيده در همان روز از آن منزل كوچ فرموده به طرف عشرت ميدان و دامن كوه سهند « 6 » توجّه فرمود و در آن جلگه والدهء القاس ميرزا و
--> ( 1 ) . ب : مساحت . ( 2 ) . ت : فرّ . ( 3 ) . ت : نزول . ( 4 ) . ت : يكهزار . ( 5 ) . ت : مىنمودند . ( 6 ) . ب و ت : صحند .